فيروز ميرزا فرمانفرما
55
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
ابراهيم خان سرتيپ « 1 » است ، در بم گوشمالى داده دو خروار تخم حنا خريده داده شد كه در اول بهار سال نو بكارند ، شايد به مرور از منافع آن ، از كسر و كسور خالصهى بم و نرماشير در بيايد و خالصه هم آباد بشود . كروك منزل هفتم كروك « 2 » است ، از بم تا كروك شش فرسخ مسافت بود . اين كروك خالصه و اربابى است ، عرض راه كه دو فرسخ از بم مىگذرد قنات معتبرى است كه چهار سنگ آب داشت و مخصوص خالصهى جرجان است و قريب دو فسخ در نهر جارى است كه همه را به زراعت مىرود بسيار خوب خالصهايست . در محاذى آن به فاصلهى نيم فرسخ وكيل الملك بزرگ قنات جديدى احداث كرده است كه بىاغراق هشت سنگ آب مىآيد و سه فرسخ تا وكيلآباد در نهر مىرود كه آنجا زراعت مىنمايند و اطراف نهر اين سه فرسخ متصل به يكديگر درخت نخل و جنگل كاشته شده بسيار منظم ، و دهكدهى بسيار معتبرى كرده است كه به قدر ده دوازده هزار درخت نخل كاشتهاند . دهكدهى به اين معتبرى كم پيدا مىشود ، خيلى استعداد دارد فى الحقيقه جاى « فاعتبروا يا اولى الابصار » اينجا است كه او به چه قسم جمع كرد و وكيل الملك ثانى به چه نوع تمام نمود . اين دهكده لايق و گنجايش پنجاه هزار تومان قيمت است . اين دفعه وكيل الملك ثانى بهجهت باقى ديوان در جزء املاكى كه در تهران به
--> ( 1 ) . ابراهيم خان سرتيپ فرزند على خان بمى نانوا بود كه به حكومت بم و بلوچستان رسيد . او مرد رشيد و جنگجوئى بود كه بعدها با انگليسها در سر قضيه بلوچستان سخت جنگيد و سايكس كه او را مىشناخته و با او نظر خوشى نداشته مىنويسد « ابراهيم خان خيلى جدى بود و نسبت به اتباع و زير دستان خود سخت مىگرفت و از بردهفروشى نيز اكراهى نداشت ولى كسى كه اتصال بايستى ماليات گزاف و پيشكشهاى سنگين بدهد از ارتكاب اين گونه عمليات مغتفر است . ( سايكس ، هشت سال در ايران ) ( 2 ) . كروك دهى است از شهرستان بم ، گرمسير است و محصولاتش غلات ، خرما و حنا است .